محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1492
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
افگندند كشته شد . قموص از آن ابن ابى الحقيق بود ، و صعب ، حصار صعب بن معاذ . و سپس از سه حصار « شقّ » ، « نطأة » و « كتيبه » نام مىبرد . واقدى نيز از اين دژها نام مىبرد ( مغازى ، ج 2 ، صص 53 - 637 ترجمه ، ج 2 ، صص 97 - 484 ) : نطأة ، كتيبه ، وطيح ، ناعم ، شقّ ، نزار ، و سلالم ، و مىگويد دژ ناعم مال ناعم يهودى بود ! چنان كه در متن ما آمده ( ص 232 ، س 7 ) . سرانجام در نسخه اى از نسخه هاى در دسترس خود ( نسخهء ص ، برگ 210 b ) ، وجه درست را يافتم : و خيبر را هفت حصار بود يكى را نام ناعم ، و ديگر را قموص ، و سديگر را كنانه ، و اين را حصن المظفر خواندندى ، و مهتر اين حصار الصفر بن معاذ بود ، و قموص را حصن ابى الحقيق گفتندى ، و چهارم حصار را شقّ نام بود ، و پنجم را نطأة ، و ششم را وطيح ، و هفتم سلالم . . . البته نسخه نامها را به شمار درست آورده است ، اما نادرستيهاى آن را بر مبناى منبعها به صورت درست آوردم ، الصفر بن معاذ ( ؟ ) مهتر دژ كنانه ( ظاهرا تصحيف كتيبه يا كتابه ) همان صعب بن معاذ است كه در متن تاريخ طبرى نيز آمده است . اما واقدى مىگويد ( مغازى ، ج 2 ، ص 658 ) : « دژ صعب بن معاذ در نطأة بود ، و آن دژ يهود بود كه پر از روغن و چهار پايان و كالا بود » . ص 232 ، س 18 : عبارتى است كه مبهم است : « پيغمبر چون صفيه را بديد ، خوش آمدش . رداى خويش بر سر او افگند و از پس خويش برنشاندش . مردمان دانستند كه پيغمبر او را خوش آمد . » اين گونه عبارت در همين متن آمده است پيشتر ، آنجا كه رسول خدا زينب بنت جحش را مىبيند و مىپسندد : « پيغمبر عليه السّلام زينب را بسيار ديده بود سرپوشيده ، و ليكن سر برهنه نديده بود . پيغمبر او را به چشم خوش آمد . » ( ص 197 ، س 9 - 8 همين كتاب ) . ص 244 ، س 7 - 4 : متن ما از تاريخ رفتن ابن ابى العوجا سخنى نمىگويد . از متن تاريخ طبرى ( ج 3 ، ص 1597 ) بر مىآيد كه به سال هفتم ، در ماه ذى قعده بوده است . واقدى در مغازى از ماه ذى حجّه ياد مىكند ، كه نسخه بدل متن طبرى نيز ذى حجّه است .